عصبانیت
-
تاریخ: 1404/9/23 ساعت: 21:16
عصبانیت امروز سر کار خیلی عصبانی شدم، مدیر کارخانه اومد و یه سری صحبت هایی کرد که طبق معمول خیلی بی محتوا و مسخره بود، صدام بردم بالا و هرچی توی ذهنم بود بهش گفتم بی تعارف، بعدش بچه ها بهم گفتن خیلی باهاش بد صحبت کردی. آخه منو سر یه دو راهی قرار داده که یه سمتش هرج و مرج و بی برنامگی هستش و سمت دیگه...
از خودم دور شدم
-
تاریخ: 1404/9/23 ساعت: 21:16
از خودم دور شدم خیلی وقته که از خودم فاصله گرفتم، تقریبا کل مدت روز انگاری به صورت برنامه ریزی شده و از پیش تعیین شده زندگی می کنم. از صبح که میرم سر کار با حجم انبوه کارهایی که توی سرم هست که بهم محول شده و باید انجام بدم و دائم مرورشون می کنم و به این فکر می کنم که چقدر کارها زیاد است و من اصلا نم...
افسردگی چه شکلیه
-
تاریخ: 1403/2/10 ساعت: 19:04
همیشه از اینکه بخوام روی خودم برچسب بزنم فراری بودم. بعد از چندین سال سیگاری کشیدن با یه نفر صحبت می کردم و بهش میگفتم من سیگاری نیستم و اون با تعجب به من نگاه می کرد. الانم از اینکه بخوام عنوان افسرده روی خودم بذارم فراری هستم. اما واقعا حال حاضرم افسرده هست و روحیه خوبی ندارم. چند ماه پیش که رابطه...
صبر و حوصله
-
تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 11:57
مدتی هستش که صبر و حوصله ام خیلی کم شده، حوصله نشستن و آرام گرفتن و خلوت کردن با خودم ندارم. شاید یه بخشیش بخاطر بازارهای مالی هستش که دائم رصد می کنم و قیمت ها رو چک می کنم و دچار هیجان میشم. چیزی که هست من هنوز آمادگی وارد شدن به بازار نداشتم، چون نه استراتژی مشخصی دارم و نه پلنی برای ورود به این ...
تکرار و عادت
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 12:47
از سال گذشته اواخر سال که ترفیع گرفتم سبک زندگیم خیلی تغییر کرده، خیلی بیشتر درگیر کار شدم. از لحاظ ذهنی هم مشغله هام بیشتر شده. یه سری تغییراتی درونم شکل گرفته که حس می کنم داره بهم آسیب میزنه. یکی اینکه نشخوار فکری پیدا کردم شدیدا، یه سره توی ذهنم با خودم مکالمه دارم. خیلی زود عصبانی میشم و از کور...
تلاش برای جلب رضایت دیگران
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:59
چند روز پیش با دوستم داشتم صحبت می کردم وسط حرفاش یه چیزی گفت که خیلی بهم بر خورد. بهش اعتراض کردم و در جواب من گفت که هدفم ناراحتی تو نبوده. توقع داشتم از شدت ناراحتی من بفهمه که نیاز هست یه مقداری بیشتر توضیح بده و حداقل سعی کنه آرومم کنه، اما عکس العمل خاصی نشون نداد. حتی از اون موقع یه زنگ هم نز...
تلنگر
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 7:20
از وقتی که مدیر واحد شدم استرسم زیاد شده و به هم ریختم. گاهی حس می کنم بدنم درد می کنه و فشرده شده. بعضی وقتا با خودم حرف می زنم و گلایه هایی که دارم با خودم میگم. فحش می دم بد و بیراه می گم. خلاصه که حسابی افسار زندگی از دستم در رفته.اینجور مواقع با خودم فکر می کنم، میگم اگر ذهن آدم یه دکمه داشت که...
درماندگی خودآموخته 2
-
تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 23:01
این روزها بخاطر مشکلاتی که وجود داره، مشکلات اجتماعی، درگیری هایی که سر کار دارم، نداشتن هدف درست در زندگی، بی برنامگی و خودخوری، حال خوبی ندارم. زندگیمو به زوال عادی مببرم جلو، سر کار میرم و میام، با دوستام میرم بیرون و تفریح می کنیم. اما از درون سرزنشگری و سرخوردگی احساس می کنم و این باعث میشه در ...
حالم خوب نیست
-
تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 23:01
راستش چند وقتیه که زیاد حالم خوب نیستش، هرچی جلو تر هم میرم بیشتر احساس ناراحتی و درموندگی می کنم. حب اتفاقات زیادی افتاد این چند وقت احیر و من هم غم زیادی تجربه کردم. اما حس می کنم دارم توی یه منجلابی پیش میرم و نیاز دارم که یه سری تغییراتی در زندگیم ایجاد کنم تا بتونم با قدرت به مسیرم ادامه بدم. ت...
انرژی
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 0:04
یه چند هفته ای هستش که انرژیم خیلی بیشتر شده و سرحال تر هستم یه دوره آموزشی دارم میبینم که خیلی چیزها رو بهم یاد میده ، از اینکه چطور انرژی و قدرت درون خودم تقویت کنم و زیاده خواه تر باشم نسبت به زندگی. این خیلی بهم حس خوبی میده. مفهوم خیلی جالبی که واقعا احساس ارزش درون آدم نقویت می کنه، اونم اینکه...
سیکل یا وسواس
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 0:04
الان یه مدتی هستش که درگیری ذهنیم خیلی زیاد شده و چیزی که ذهنم مشغول می کنه اینه که کی باید این سیکل از بین ببرم و دوباره شروع کنم. درسته که یه مدنی هستش که نسبت به قبل به هم ریخته تر هستم ولی دلیل نمیشه که دنبال یه شروع دوباره باشم. چیزی تموم نشده که من بخوام دوباره شروع کنم الان شاید یکمی به هم ری...
خودت اذیت نکن
-
تاریخ: 1401/3/7 ساعت: 0:58
چند روز پیش دوباره بهش پیام دادم و گفتم بیا میخوام ببینمت گفت الان خونه نیستم، بعد چند روز دوباره پیام دادم گفتم امروز بیا بریم، هیچ جوابی نداد، فکر کنم سخت ترین کار دنیا این باشه که ذهنیت آدما رو بخوای عوض کنی. از نظر اون الان من یه آدم ضعیف به نظر میاد و حالا به فرض که قبول کنه که دوباره با هم باش...
این افکار چه می کنه با آدم!!
-
تاریخ: 1401/2/25 ساعت: 12:49
قبل این که از خودم بنویسم میخوام در مورد کامنت یکی از دوستان واسه یکی از پستام بنویسم. ایشون نوشتن که در عشق حسادت و ایراد گرفتن و بحث و ... نیست عشق صادقانه و خالصانه و ... از این جور حرفا که عشق چنین است و چنان. من نظرم بگم در مورد عشق: عشق که از آسمون نمیاد، عشق یه چیزی هستش بین دو تا آدم، حالا ا...
خبر جدیدی نیست
-
تاریخ: 1401/2/25 ساعت: 12:49
خبر جدیدی نیست، این دو روز سر کار سرم شلوغ بود، چند روز مرخصی بودم باید کارارو جلو بندازم. دیشب رفتم باشگاه خیلی خوب بود، ورزش که می کنم حسابی سر حال میام. به خودم گفتم که یه روز میرم باشگاه و یه روز هم آموزش ترید ببینم اما امروز رسیدم خونه توی تختم دراز کشیدم و خوابیدم تقریبا دو ساعتی.نمی دونم نارض...
احساس تعلیق
-
تاریخ: 1401/2/25 ساعت: 12:49
از وقتی از مسافرت برگشتم یجورایی روی هوا هستم. خوشحالم که دوباره ورزش می کنم و سر حال هستم از لحاظ فیزیکی. سیگار هم نمیشکم یعنی واقعیتش نمی تونم بکشم دیگه. هنوز ریه هام آسیب دیده هستن و بعضی وقتا احساس نفس تنگی می کنم. این روزا بازار بدجوری ریخته سرمایه ام تقریبا پودر شد رفت روی هوا، خیلی خوشخیال بو...
غمگین و خسته
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:57
از تمام کشمکش ها و چی درسته و چی غلط ها و خشم ها و قضاوت ها و ناکامی ها و جر و بحث ها که بگذریم، یه چیزی خیلی توی دلم سنگینی میکنه، اونم این غمی هستش که روی دلم مونده و خستگی از این یکسالی که گذشت، توی این یکسال لحظه های شاد زیادی داشتیم به همون نسبت لحظه های غم و دلخوری هم داشتیم، چیزی که خیلی نارا...
گپ و گفت همینطوری
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:57
امروز سر کار یکی دو تا مورد پیش اومد که ذهنم درگیر کرد، مدیرعامل شرکت بهم گیر داد که چرا یه سری کارها رو زودتر انجام دادی و منم بهش گفتم هنوز تایمش نرسیده بود، کلا مشکلم با این بنده خدا اینه که هیچ دیدی نسبت به مسائل مهندسی و اینکه هرکاری چقدر زمان میبره نداره، بنابراین هر روز کارش غر زدن و مهتم کرد...
زندگی همین شکلی که شاید نه همین شکلی که باید
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:57
امروز اومدم خونه سعی کردم زیاد نخوابم، یه مقداری موفق شدم تقریبا 2 ساعت خوابیدم. ولی خب از موقعی که بیدار شدم حوصله ندارم کار کنم. خسته ست بدنم و حس کار کردن ندارم. اینجور موقع ها اولین چیزی که به ذهنم میرسه لذت های کوتاه مدته فقط یه کاری بکنم که فعلا حالم خوب باشه و از خمودگی در بیام. اما خب زندگی ...
خشم خفته یا منطق بیدار
-
تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 23:21
از تقریبا 2 هفته پیش که قرص های ضدافسردگیم تموم شد دیگه قرص نگرفتم و به مرور داره حس و حالم عوض میشه. یه مقدار خشم درونیم نسبت به افراد داره زیاد میشه. نمی خوام دنبال مقصر بگردم چون مقصر معلومه کیه. ه
زندگیت روی حرف دیگران بنا نکن
-
تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 23:21
شاید خیلی چیزا باعث شده که این روزا زیاد سر حال نباشین و عصبی باشم اما مهمتر از همه اینه که دارم وقتم روی این میذارم که ببینم دیگران چطور در مورد من فکر می کنند یعنی اینکه چطور می تونم قانعشون کنم که