فرافکنی
-
تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 16:51
لیست فرافکنی ها: فرافکنی عمده: شادی کردن و زندگی کردن به تعویق &#
شروع دوباره
-
تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 3:51
دوباره تصمیم گرفتم شروع کنم به نوشتن. هرچند با خوندن نوشته های قبلی حس خوبی بهم دست نداد و احساس کردم تمام نوشته هام یک تلاش بیهوده برای تایید کردن خودم و احساساتم هستش. توی این چند سال اخیر فراز و نشیب های زیادی داشته زندگیم ، برای شناختن خودم تلاش کردم تا یه حدودی بهتر می تونم مسائل تشخیص بدم ولی ...
self-hatred
-
تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 3:51
I know i hate myself somehow. I can feel it in many situations. It's not so bad although it is a bit annoying, when you try to make it disappear. It wont go away. It just become bigger and frustrating. I'm OK with it. I am who i am, I wish I hadnt been like this. Let's face it.Life is not what you w...
نمیدونم چه خبره
-
تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 15:40
چند وقتیه خودمو فرس کردم که بشینم کارای دانشگاهمو انجام بدم. چند روزی میشه که برنامه خاصی نداشتم و به این فکر می کردم که کی کارامو انجام بدم ولی حوصله و انرژیشو نداشتم و هنوز میشه گفت شروع نکردم و کار خاصی واسش انجام ندادم. الانم کم کم به مرور دارم کلافه میشم. واقعیتش نمی تونم خودمو تجزیه و تحلیل کن
سیگار 1
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 7:20
امروز 4 نخ سیگار کشیدم. احساس سنگینی توی سینم دارم و انگار راه تنفسم و ریه هام گرم شده باشه و هوا به سختی توش جریان پیدا کنه. حس بدی داره نگران اینم که سلامتیم آسیب ببینه با این سیگارهایی که میکشم. فردا برم فوتبال سیگار نمی کشم ورزش می کنم و بعدشم میام خونه. نمی خاوم آسیب بزنم به خودم +xa0نوشته شده ...
خشم و عملکرد
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:03
امشب با یه بنده خدایی از کلاسم باهاش کل کل ام شد و یه حرفی زد خیلی زشت بود به نظرم یک همکلاسی بیاد همچین حرفی بزنه، خیلی سطح پایین بود حرفش. خیلی خشمگین شدم از این حرفش و پیش خودم میگم ای کاش چوابشو میدادم چون در همون لحظه شوکه شدم از حرفش نتونستم خوب فکر کنم. حالا دارم به این مساله فکر می کنم که عص
تله فکری 1
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:40
در مورد تله های فکری ایده های خوبی به ذهنم رسیده ، حس می کنم توجه بیشتری به خودم دارم و وقتی درگیر هر کدوم از این تله ها میشم، متوجه میشم و میفهمم که یک طرز فکر روی من سایه انداخته باعث شده که به این حالت گرفتار بشم. میدونم این احساسات و افکار خیلی پیچیده هستند و نمی تونم تحلیلشون کنم ولی یک طرز فکر
مسائل مالی ، هزینه بیرون رفتنا
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:40
یه چند وقتیه احساس می کنم توی روابطم با دخترا ازم سواستفاده میشه. تا قبل این خیلی واسم مهم بود که با این دختره برم بیرون، چندان به این فکر نمی کردم که خرج بیرون رفتنا پای کی هستش ولی حالا که ارتباطم باهاش بیشتر شده و در ضمن می دونم که دنبال یک رابطه عاطفی نیستش و در حد یه دوستی معمولی میخواد ، برام
من و خودم
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 21:47
من وقتی ناراحت هستم یا خوشحالم، احساس تنهایی می کنم یا دچار ترس میشم یا هر احساس دیگه ای که دارم، یاد گرفتم که از احساسم فرار کنم و فاصله بگیرم از خودم چون اون احساس چیزی نیستش که من می خوام. خب خانواده ، جامعه و همه اطرافیان ما سال های سال به همین صورت باهات برخورد می کنن و سعی می کنن که ازت دور بش...
اعتماد 2
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 14:07
به نام خدا دوست دارم زندگیمو. آرامش دارم. هیچوقت نمیشه درست از احساسم بنویسم. چون یک احساس احساسه. شاید اصن شنیده نشه. می خوام استراحت کنم. فردا که از خواب بیدار بشم کارهایی که دوست دارم انجام میدم. یک احساس خیلی قشنگ دارم. احساس می کنم می تونم به خودم اعتماد کنم. من آزاد هستم. یه حس قشنگی دارم یه ح...
مطالعه
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 13:09
من وقتی شروع به مطالعه می کنم. همینطوری که چیزهایی جدیدی یاد میگیرم متوجه میشم که یک سری مسائل جوابی ندارم واسشون و باید بیشتر مطالعه کنم خب قاعدتا با تلاش بیشتر با سرچ بیشتر یا نهایتا از استادم کمک میگیرم یا نهایتا اون بخش از کارمو تغییر میدم یا هر مساله ی دیگه ای. من اعتماد می کنم به خودم و کم کم ...
physical abuse , threatening
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 15:54
In the name of God Today i had an unkind experience. I had a fight with my brother. He was threatening me because I didnt accept his request. We have a car and today I didnt let him use our car because I think its my right to use it and its not his exclusive property. it's shared for the whole famil...
خودت حال خودتو خوب کن
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
امروز دوستم رفتارش بد شده ، منم حس بدی پیدا کردم. اما فکر می کنم دلیلی نداره منم مثل اون بد اخلاق باشم کار خودمو می کنم و حالمو خوب می کنم
فکر و کنترل کردن
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
به نام خدا یک ساعت پیش پیام دادم ، از اون موقع بهم جواب نداده ، منم دارم فکرای جور وا جور می کنم کم کم و ذهنمو درگیر می کنم ، نمی خوام بدونم کجا هست و چیکار میکنه بعدا خودش خبر میده دیگه . شاید گوشیش نگاه نکرده یا هرچی ، منکه اونجا نیستم بدونم.
سر و صدا
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
وقتی توی اتاقم هستم و سر و صدا میاد خیلی اعصابم خورد میشه ، مخصوصا وقتی که سر و صدا از داداشم هست ، حسابی میره روی مخم ، مخصوصا مواقعی که ازش عصبانی هستم و رنجش دارم ازش. مثل همین الان. الان داد زدم گفتم کم کن صدای آهنگتو ، آروم تر شدم. من نمی تونم کنترل کنم این موقع ها که چیزای آزار دهنده.xa0
راحت باش عزیزم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
راحت باش عزیزم ، من به کسی اجازه نمی دم تورو تحت فشار بذاره ، تو به هر مقداری که دوست داشتی و علاقه داشتی کارهارو انجام بده ، اصلا مهم نیست که مقاله دادی یا ندادی ، می خوایم حال کنیم ، عشق کنیم با چیزایی که یاد میگیریم. کار و پول برای همه هست ، خدای مهربون به اندازه هممون امکانات گذاشته توی دنیا ، پ...
پرخوری
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
به نام خدا این روزا سعی می کنم حواسم به خورد و خوراکم باشه و زیاد پرخوری نکنم و اول فکر کنم که چه چیزی و چه مقداری می خوام بخورم. اما همین الان شروع کردم به نون و پنیر خوردن ، حواسم نبود زیاد نون خوردم ، سعی می کنم از این به بعد دقت کنم. به جاش شب دیگه یا نون نمی خورم یا خیلی کم می خورم. خدایا خودت ...
خارج شدن از جسم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
به نظرتون خارج شدن از جسم ممکنه. یعنی وقتی یه روز کامل نخوابیدی و احساس خستگی می کنی ، سعی کنی توجهی نکنی بهش و به کارهات ادامه بدی. آیا ممکنه. احساس می کنم من خیلی به خواب و خوراک اهمیت میدم. یعنی یه لحظه احساس گشنگی بهم دست بده ، دیگه ول کن نیستم و تا غذا نخورم آروم نمیشم.xa0
شکرگزاری
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
خدای مهربون برای این صبجانه دلپذیر و خوش مزه ای که خوردم ازت سپاس گزارم ، اینکه تونستم امروز صبح زود از خواب بیدار شم و انرژی خوبی که دارم احساس زنده بودن فوق العاده اس ، دوستت دارم خدای مهربون و صد هزار مرتبه شکر که تو از هممون مراقبت می کنی و عاشق هممون هستی ، هدایتمون می کنی اگه بخوایم راه درست ا...
Difference between First step in SA and Coda
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 4:25
xa0I was reading the First step of SA. The description is easy to understand. I got that as we cant contro; ourselves againts lust, We have to be aware of what we are doing. For example if you are watching nude pictures of people, You would probebly put yourself in a situation which lust will take c...