
آدما توی شرایط و محیط های مختلفی بزرگ شدن همین باعث شده که طرز فکر و نگاهشون به زندگی متفاوت باشه. نگاه من به زندگی سخت گیرانه و نا امیدانه هستش یعنی زود ناامید میشم و منتظر اتفاق های بد هستم. برای کس...
ادامه مطلب
امروز در مورد یه احساسی می خوام صحبت کنم که همیشه انکارش کردم و اون هم ترس از تنهایی هستش یا شایدم ترس از فراموش شدن و نادیده گرفته شدن. نمی دونم کدوم یکی هستش الان می خوام یکم در موردش فکر کنم شاید ب...
ادامه مطلب
عادت های اشتباه باعث میشن که نتونم افکارم عوض کنم، چون عملکردم تغییر نکرده، ناخودآگاه همون افکار دوباره تولید میشه. مثلا همین پیگیر گروه کلاس شدن و چک کردنش دم به دقیقه یکی دیگه از عادت هامه که انگاری همش منتظرم گه اتفاقی بیفته. این عادت هم به این شکل عوض نمیشه مگر با رفتار و عملکرد جدید که جایگزین بشه....
ادامه مطلب
طرحواره هایی که توی این مجموعه اتفاقات بروز پیدا کرد چند مورده.1. طرحواره نقص: احساس می کنم که تصمیم اشتباهی گرفتم. من درست فکر نمی کنم، عجول هستم و زود عصبانی میشم، تصمیمات من دقیق نیست و خطا داره، ا...
ادامه مطلب
این روزا اتفاقاتی که توی ذهنم میفته و وبلاگ احساس کلمه اتی که دارم واضحتر می بینم. از چند روز پیش وبلاگ احساس کلمه مثبتی نسبت به خودم و دیگران پیدا کردم، حس می کردم که دیگران هم مثل من آسیب پذیر هستن، هممون به نوعی ممکنه اح...
ادامه مطلب
خدای مهربون برای این صبجانه دلپذیر و خوش مزه ای که خوردم ازت سپاس گزارم ، اینکه تونستم امروز صبح زود از خواب بیدار شم و انرژی خوبی که دارم احساس زنده بودن فوق العاده اس ، دوستت دارم خدای مهربون و صد هزار مرتبه شکر که تو از هممون مراقبت می کنی و عاشق هممون هستی ، هدایتمون می کنی اگه بخوایم راه درست الهام می کنی بهم....
ادامه مطلب