
امروز سر کار یکی دو تا مورد پیش اومد که ذهنم درگیر کرد، مدیرعامل شرکت بهم گیر داد که چرا یه سری کارها رو زودتر انجام دادی و منم بهش گفتم هنوز تایمش نرسیده بود، کلا مشکلم با این بنده خدا اینه که هیچ دیدی نسبت به مسائل مهندسی و اینکه هرکاری چقدر زمان میبره نداره، بنابراین هر روز کارش غر زدن و مهتم کردن هستش و من هم بعدش شروع می کنم به خودخوردی و اعصاب خوردی کردن از خودم. واقعیتش اصلا دوست ندارم برم اونجا کار کنم از طرفی هم بیکار که نمی تونم باشم، قسط دارم که باید پرداختشون کنم. شاید بهتر باشه در ه...
ادامه مطلب
امروز اومدم خونه سعی کردم زیاد نخوابم، یه مقداری موفق شدم تقریبا 2 ساعت خوابیدم. ولی خب از موقعی که بیدار شدم حوصله ندارم کار کنم. خسته ست بدنم و حس کار کردن ندارم. اینجور موقع ها اولین چیزی که به ذهنم میرسه لذت های کوتاه مدته فقط یه کاری بکنم که فعلا حالم خوب باشه و از خمودگی در بیام. اما خب زندگی که این شکلی نیستش. بالاخره نیاز به یه حرکنی و ریسکی و چیزی داریم. همین اینستاگرام و فضای مجازی و نگاه کردن ارزها خودش خیلی وقت گیر و بیهوده هستش باید کمشون کنم و یه مقداری روی خودم کار کنم. خیلی ...
ادامه مطلب
همینطوری فقط دوست داشتم که یکم بنویسم. همیشه که نباید دنبال یه چیزی باشی. بعضی وقتا باید نتیجه گرایی گذاشت کنار و فقط به کاری انجام داد همین. بدون اینکه حرص بزنیم که بعدش چی میشه و چی گیرمون میاد. حالم خوبه در مجموع، فقط یکمی اضطراب دارم اونم از بی برنامگی هستش چون من جوری هستم که باید یکمی برای زندگیم تلاش کنم تا حس خوبی داشته باشم. اما در کل آروم هستم و راحت. سعی می کنم عضلاتمم شل کنم و ریلکس باشم . چون چیزی برای نگرانی وجود نداره. شاید یه زمانی داشته، اما الان همه چی خوب و آرومه. شکر....
ادامه مطلب