
همیشه از اینکه بخوام روی خودم برچسب بزنم فراری بودم. بعد از چندین سال سیگاری کشیدن با یه نفر صحبت می کردم و بهش میگفتم من سیگاری نیستم و اون با تعجب به من نگاه می کرد. الانم از اینکه بخوام عنوان افسرده روی خودم بذارم فراری هستم. اما واقعا حال حاضرم افسرده هست و روحیه خوبی ندارم. چند ماه پیش که رابطه ام به هم خورد با خودم می گفتم چقدر ناراحت و غمگین هستم اما الان که مادرم مریض شده اون غم و غصه رابطه یادم رفته الان فقط غصه مادرم می خورم. نمی دونستم که غمی بزرگتر از رابطه هم می تونه سراغم بیاد تا ا...
ادامه مطلب
امروز اومدم خونه سعی کردم زیاد نخوابم، یه مقداری موفق شدم تقریبا 2 ساعت خوابیدم. ولی خب از موقعی که بیدار شدم حوصله ندارم کار کنم. خسته ست بدنم و حس کار کردن ندارم. اینجور موقع ها اولین چیزی که به ذهنم میرسه لذت های کوتاه مدته فقط یه کاری بکنم که فعلا حالم خوب باشه و از خمودگی در بیام. اما خب زندگی که این شکلی نیستش. بالاخره نیاز به یه حرکنی و ریسکی و چیزی داریم. همین اینستاگرام و فضای مجازی و نگاه کردن ارزها خودش خیلی وقت گیر و بیهوده هستش باید کمشون کنم و یه مقداری روی خودم کار کنم. خیلی ...
ادامه مطلب